خرید بک لینک

نه راهی به رویا میرسدنه رویایی به راهبرمیگردمبه رنگهای رفتهی دنیابه موهای مادرمپیش از آنکه پدر ببافدشبه خاکپیش از آن که تو در آن به خواب رویو آن کتاب کوچک غمگین:پیامبر شدن در جزیرهی متروک!از همبه هم گریختهایماز خاکبه زیر خاکو انگار تمام جادهها رابا پرگار کشیده استو انگار مرگ نقطهایستکه به پایان تمام جملهها میآیدو آن پرندهی کوچککه رویای من و تو بوددر دهانش برگی گذاشتهاندتا سکوت کنداز شب به شب گریختیمدستهایت را به تاریکی فرو ببرو هر چه را لمس کردیباور کن.#گروس_عبدالملیکان یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ | 8:37 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 14:13

پنداری امشب از قدیسانم من ماه را به دستم دادند و من دگربار به آسمانش نهادم که عشق خودخواهی بر نمی تابد و خدا پاداشم داد یک گل سرخ به رسم عشق و یک گل سفید به رسم صلح و آشتی با طیفی از نور مهربانی که این پاداش برایم تا ابد بس است.

#فدریکو_گارسیا_لورکا

پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ | 23:20 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 14:13

نه راهی به رویا میرسدنه رویایی به راهبرمیگردمبه رنگهای رفتهی دنیابه موهای مادرمپیش از آنکه پدر ببافدشبه خاکپیش از آن که تو در آن به خواب رویو آن کتاب کوچک غمگین:پیامبر شدن در جزیرهی متروک!از همبه هم گریختهایماز خاکبه زیر خاکو انگار تمام جادهها رابا پرگار کشیده استو انگار مرگ نقطهایستکه به پایان تمام جملهها میآیدو آن پرندهی کوچککه رویای من و تو بوددر دهانش برگی گذاشتهاندتا سکوت کنداز شب به شب گریختیمدستهایت را به تاریکی فرو ببرو هر چه را لمس کردیباور کن.#گروس_عبدالملیکان یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ | 8:37 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1402 ساعت: 13:38

پنداری امشب از قدیسانم من ماه را به دستم دادند و من دگربار به آسمانش نهادم که عشق خودخواهی بر نمی تابد و خدا پاداشم داد یک گل سرخ به رسم عشق و یک گل سفید به رسم صلح و آشتی با طیفی از نور مهربانی که این پاداش برایم تا ابد بس است.

#فدریکو_گارسیا_لورکا

پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ | 23:20 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1402 ساعت: 13:38

نه راهی به رویا میرسدنه رویایی به راهبرمیگردمبه رنگهای رفتهی دنیابه موهای مادرمپیش از آنکه پدر ببافدشبه خاکپیش از آن که تو در آن به خواب رویو آن کتاب کوچک غمگین:پیامبر شدن در جزیرهی متروک!از همبه هم گریختهایماز خاکبه زیر خاکو انگار تمام جادهها رابا پرگار کشیده استو انگار مرگ نقطهایستکه به پایان تمام جملهها میآیدو آن پرندهی کوچککه رویای من و تو بوددر دهانش برگی گذاشتهاندتا سکوت کنداز شب به شب گریختیمدستهایت را به تاریکی فرو ببرو هر چه را لمس کردیباور کن.#گروس_عبدالملیکان یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ | 8:37 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 19:06

پنداری امشب از قدیسانم من ماه را به دستم دادند و من دگربار به آسمانش نهادم که عشق خودخواهی بر نمی تابد و خدا پاداشم داد یک گل سرخ به رسم عشق و یک گل سفید به رسم صلح و آشتی با طیفی از نور مهربانی که این پاداش برایم تا ابد بس است.

#فدریکو_گارسیا_لورکا

پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ | 23:20 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 19:06

- وقتی از اینجا خلاص بشم، میرم یه جایی که همیشه گرمای خورشید لمسش میکنه. میدونی کجا میخوام برم رِد؟+ نه.- زیواتنو، یه جایی تو مکزیک. یه جزیرهٔ کوچیک تو اقیانوس آرام.میدونی مکزیکیها راجع به دریا چی میگن؟+ نه، چی میگن؟- میگن این دریا خاطره نداره. این همون جایی که میخوام بقیه عمرم رو توش بگذرونم؛ یه جای گرم و بدون هیچ خاطرهای.رستگاری در شائوشنگ جمعه سیزدهم مرداد ۱۴۰۲ | 22:50 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 14:18

نه راهی به رویا میرسدنه رویایی به راهبرمیگردمبه رنگهای رفتهی دنیابه موهای مادرمپیش از آنکه پدر ببافدشبه خاکپیش از آن که تو در آن به خواب رویو آن کتاب کوچک غمگین:پیامبر شدن در جزیرهی متروک!از همبه هم گریختهایماز خاکبه زیر خاکو انگار تمام جادهها رابا پرگار کشیده استو انگار مرگ نقطهایستکه به پایان تمام جملهها میآیدو آن پرندهی کوچککه رویای من و تو بوددر دهانش برگی گذاشتهاندتا سکوت کنداز شب به شب گریختیمدستهایت را به تاریکی فرو ببرو هر چه را لمس کردیباور کن.#گروس_عبدالملیکان یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۲ | 8:37 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 14:18

« وليسَ لنا فِي الحنين يَد
وفي البُعد كان لنا ألف يَد!
سلامٌ عليك، افتقدتُك جدًا
وعليّ السلام فِيما افتقد...u2069»

ما در #دلتنگی دسـتی نداشتیم
و در فاصلهای که داشتیم،
هزار دست داشتیم!
ســلام بر تو که حقیقتا دلتنگِ تواَم
و ســلام بر من برای آنکه دلتنگم...

#محمود_درويش

پنجشنبه دوم شهریور ۱۴۰۲ | 17:55 | missdra  | 

برچسب: نویسنده: یوسف اسدیان تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1402 ساعت: 14:18

صفحه بندی